ایوب بودن گلشیری

مصاحبه

چرا از میان آثار داستان‌نویسان معاصر، سراغ هوشنگ گلشیری رفتید؟ اینجا سلیقه و ذوق بی‌تأثیر نیست. برای شخص من، همان‌طور که در شعر، فروغ تافته جدا بافته‌ای است، در رمان معاصر هم گلشیری این‌گونه است. از سوی دیگر، نثر معاصر اساساً مدیون چند نویسنده است که یکی از برجسته‌ترین آن‌ها حتماً هوشنگ گلشیری است. دلیل شما برای
جزئیات

«وصیت‌ها» منتشر شد

اخبار

«وصیت‌ها» جدیدترین اثر مارگارت اتوود و دنباله کتاب «سرگذشت ندیمه» به فارسی منتشر شد.
جزئیات

قرار تصویری اول لک‌لک‌بوک با کتاب‌خوان‌ها

پرونده

تیم لک‌لک بوک در تاریخ دهم آذرماه، مصاحبه‌ای با دوستداران کتاب در کتاب‌فروشی «اسم» انجام داد. در این ویدئو می‌توانید گزیده‌ای از این گفت‌وگوها را ببینید. با تشکر از کتاب‌فروشی اسم و تمامی دوستانی که در این قرار ما را همراهی کردند. به امید دیدار شما در قرارهای آینده.
جزئیات

نامه بهرام بیضایی به اکبر رادی پس از مرگش

پرونده

پنج دی سالروز تولد بهرام بیضایی کارگردان و نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی ایرانی است. همچنین این روز یادآور سالمرگ اکبر رادی، نمایشنامه‌نویس بزرگی است که به عنوان «چخوف» ایرانی شناخته می‌شود.
جزئیات

سال بلوا

کتاب

کتاب سال بلوا دومین رمان عباس معروفی، نویسنده‌ی محبوب ایرانی، بعد از رمان سمفونی مردگان است. نویسنده در این کتاب شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نابسامان را در هر جامعه‌ی بدون ثبات و رشد نیافته و شخصیت‌های متفاوت که مدام به دنبال قدرت‌اند را به تصویر می‌کشد.
جزئیات

سفارش کتاب

لیست کتاب مورد نیاز خود را به لک‌لک بوک بسپارید و در محل موردنظر تحویل بگیرید. برای سفارش کتاب، کتاب‌های مورد نظر را با جستجو در سایت به فهرست درخواستی بیفزایید، یا کتاب‌های درخواستی را به صورت تایپی به لیست اضافه کنید. دقت کنید که برای کتاب‌های ترجمه شده، ناشر یا مترجم مورد نظرتان را حتما قید کنید.
جزئیات

سال نو مبارک

لک‌لک بوک سال نو را تبریک میگوید

تیم لک‌لک بوک، فیلم حاضر را به دو منظور تهیه کرده، اول تبریک سال نو و آرزوی سلامتی و شادی برای شما، دوم پاسخ دادن به سه سوالی که ممکن است برای شما جالب باشند:
سوال اول: ایده‌ی لک‌لک بوک از کجا آمد؟
سوال دوم: چرا این اسم برایش انتخاب شد؟
سوال سوم: با همراهی لک‌لک بوک به کجا می‌رسید؟

لک‌لک بوک

ویکی‌پدیا دانشنامه‌ای همگانی شد، چون به جای تکیه به «افراد خاص» از «عموم مردم» خواست اطلاعاتشان را به اشتراک بگذارند، یکدیگر را ویرایش کنند و به کامل شدن هم کمک کنند تا سود همگانی حاصل شود. بر این اساس ما نیز در تلاشیم تا در زمینه‌ی کتاب رسانه‌ای متخصص باشیم و برای رسیدن به این مهم، نیاز به خِرد جمعی شما کتاب‌دوست‌ها داریم. باور ما بر این است که «همه چیز را همگان دانند»، پس بستری فراهم کرده‌ایم تا همه بتوانند در مورد کتاب‌هایی که می‌خوانند بنویسند. بعد از مدتی لک‌لک بوک رسانه‌ی مرجعی خواهد بود که فارسی‌زبان‌های دنیا و ایرانیان با هر زبان و قومیت، به اطلاعات کتاب‌های مورد نیازشان دسترسی دارند و می‌توانند بهترین‌ها را انتخاب کنند. با این کار حلقه‌ی گمشده‌ی فرهنگ ما که «ضعف در کار تیمی» است، در جایگاه خودش قرار می‌گیرد و روزهای بهتر دور از ذهن نخواهند بود. همراه ما باشید تا در کنار هم برای این مهم تلاش کنیم.

ویژه‌نامه‌ی نوروزی لک‌لک بوک

مجموعه‌ی لک‌لک بوک اولین ویژه‌نامه‌ی نوروزی آنلاین خود را با مطالبی خواندنی تقدیم می‌کند:
ابتدا «سخن سردبیر» با حال و هوای این روزها را می‌خوانیم،
در بخش «گپ و گفت لک‌لک بوک با اهل قلم»، نسل جوان نویسندگان و مترجمان پرکارِ این روزها به ۶ سوال ما پاسخ داده‌اند؛
«آرزوی عجیب سال نو»ی نیل گیمن نویسنده آمریکایی بخش دیگر مجله است؛
«آموزش داستان با نمودار» مقاله‌ی جالبی است که مراحل نوشتن داستان را به خوبی به شما یاد می‌دهد؛
در بخش «جرقه‌های کوچک، کتاب‌های بزرگ» به دنیای نویسنده‌ها رفته‌ایم تا ببینیم چطور شروع به نوشتن شاهکارهای خود کرده‌اند؛
در آموزش دیگری می‌آموزیم که «چطور با استفاده از یک عکس داستان بنویسیم» و بعد از آن نمونه «عکس‌نوشته» جالبی از مصطفی مستور برایتان گذاشته‌ایم که با این سبک کار بیشتر آشنا شوید.
در «۸ ژانر، ۸ کتاب»، معروف‌ترین کتاب نه ژانر اصلی ادبیات و دلایل معروفیتش را برایتان در قالب یک اینفوگرافیک جذاب آورده‌ایم؛
در مصاحبه‌ی ترجمه‌شده‌ی فردریک بکمن، نویسنده‌ی مردی به نام اوه از «تجربه دونفره‌ی نویسنده و خواننده» برایتان می‌گوید؛
و در بخش سرگرمی هم یک «جدول ادبی» برایتان آماده کرده‌ایم.

امیدواریم از مطالب این مجله لذت ببرید و اگر آن را دوست داشتید، به دوستانتان معرفی کنید.

شرکت در چالش
#کتاب_ناتمام لک‌لک بوک
با جوایز ارزنده

کتاب ها

لک لک بوک

کتاب های صوتی

لیست


کتاب های الکترونیکی

لیست

اخبار لک‌لک

لک لک بوک

مجله لک‌لک

لک لک بوک

مصاحبه

لیست

گفت‌وگو با احمد آرام کرونا دارد تنهایی‌مان را به رخ‌مان می‌کشد

هفتم فروردین ماه زادروز احمد آرام، نویسنده‌ای است که کلمه به کلمه داستان‌هایش بیانگر خونگرمی جنوب و بوشهر است. او زاده شهری است که خاکی حاصلخیز در ادبیات دارد و وجب به وجب آن وطن نویسندگان و شاعرانی است که لحظات خوبی را در ثانیه‌های عمرمان ثبت کرده‌اند.


متن مصاحبه


احمد آرام ضمن تبریک سال نو به مخاطبان در توضیح آثار جدیدش اظهار کرد:‌

مجموعه داستان «به چشم‌های هم خیره شده بودیم» را به تازگی به نشر نیماژ تحویل داده‌ام و به زودی منتشر خواهد شد. همچنین کار نگارش مجموعه داستان «لطفاً منو نکُش سُندُل، و ممنون بابت این کار» تمام شده است که به احتمال زیاد این اثر در نشر افق منتشر خواهد شد.

این نویسنده بوشهری در تشریح ویژگی‌های این دو اثر گفت:

این دو کتاب هم در سبک و سیاق آثار گذشته من است؛ اما رویکرد جدیدی هم دارد و کمی محتاط‌تر است؛ در این آثار به معضلات اجتماعی پرداختم و کوشش شده روایت در داستان‌ها زاویه بهتری داشته باشد و با یک دیدگاه تازه‌تری به موضوعات بپردازم. سعی کردم در این دو اثر شخصیت‌هایی که مخاطب با آنها آشنا می‌شود، کمی واقعی‌تر به‌ نظر برسد. شبیه آدم‌هایی که ما در جامعه با آنها برخورد می‌کنیم. از این رو با یک رویکرد مدرنی وارد داستان‌ها شده‌ام.

وی ادامه داد:

موضوع داستان‌ها حول محور ارتباط آدم‌ها با یکدیگر است. هر کدام از ما در جامعه‌ای که زندگی می‌کنم با آدم‌هایی ارتباط داریم و آنها را می‌‌بینیم، صداشان را می‌شنویم؛ اما این ارتباطات هیچ وقت دیده نشده است و پشت اتفاقی پنهان شده و اکثر نویسندگان علاقه‌ای ندارند که به آنها بپردازند. یعنی مطالبی هستند که از نظر نویسندگان پیش پا افتاده‌اند؛ اما به نظر من در واقعیت این موضوعات می‌تواند جنبه‌های دراماتیک خیلی زیبایی را در یک داستان دامن بزنند. بنابراین من سعی کردم از کلیشه‌های روز دوری کنم و این گونه موضوعات را که دیده نمی‌شود، با روایتی تازه وارد داستان کنم.

آرام در پاسخ به این سوال که آیا اسم کتاب دوم کمی طولانی نیست، اظهار کرد:‌

قبول دارم که اسم کتاب دوم طولانی است؛ اما دلیل دارم و دلیل آن این است که این داستان شدیدا انتزاعی است. وقتی داستان را می‌خوانیم، متوجه می‌شویم که درباره زاییش یک نوزاد مرده است که دغدغه‌های خودش را دارد و این دغدغه‌ها با دغدغه‌های یک آدم زنده خیلی متفاوت است اما ما را به جاهایی می‌برد که بین مرده‌ها و زنده‌ها مقایسه می‌کنیم. خود عنوان کتاب و مهندسی آن ما را به یک داستانی در دل داستانی دیگر می‌رساند.

این نویسنده با توجه به شرایط این روزهای جامعه و فراگیری بیماری کرونا از نپرداختن به چنین موضوعات در ادبیات گلایه کرد و گفت:

ما به ماجراها یا اتفاقاتی که پیرامون زندگی‌مان رخ می‌دهد یا نگاه سطحی داریم یا عمیقا به آن فکر می‌کنیم. کامو به مساله بیماری عمیقا فکر کرده است، نگاهی که ما کمتر به آن پرداخته‌ایم.

وی افزود:

ما در کشورمان ادبیات داستانی قوی نداشته‌ایم و تازه بعد از مشروطیت چندتن از نویسندگان و ادیبان تلاش کردند تا ادبیات را از پاورقی‌نویسی خارج کنند و به سمت ادبیات مدرن حرکت دهند. با این حال بحث این است که اگر ما به یک اتفاق یا بیماری مثل وبا می‌خواهیم بپردازیم و درباره‌اش بنویسم، آیا زیبایی‌شناسی مرگ‌آوری را که در این بیماری وجود دارد، کشف کرده‌ایم؟‌ به شخصه به کرونا فکر می‌کنم اما جرات نمی‌کنم چیزی درباره آن بنویسم؛ چراکه این مساله هنوز من را به وحشت نیانداخته است و من در قرنطینه در خانه هستم و ارتباطم با مردم قطع است. اما دارم فکر می‌کنم که در این کرونا چه زیبایی‌شناسی‌ای وجود دارد که در «طاعون» یا «کوری» نباشد.

آرام با اشاره به تنهایی انسان معاصر گفت:‌

داشتم فکر می‌کردم بهترین چیزی که در این چند وقت به آن رسید‌ه‌ایم این است که در گذشته هر وقت اعلام می‌کردیم که دوست داریم تنها باشیم، همه می‌خندیدند و نمی‌دانستند که پشت تنهایی چه خلاقیتی نهفته است و چه اتفاقاتی رخ می‌دهد که می‌شود یک اثر بسیار مهم نقاشی، موسیقی، شعر یا رمان خلق کرد. حالا مردمی که در خانه نشسته‌اند، متوجه می‌شوند، با اینکه چند نفری در خانه قرنطینه شده‌اند، اما تنها هستند. این ویروس دارد تنهایی‌مان را به رخ‌مان می‌کشد. تنهایی‌ای که ما همیشه داشته‌ایم اما به آن توجه نکرده‌ایم.

وی ادامه داد:

ما تنهایی را دوست داریم؛ بحث بر سر این است که ما هیچ وقت در زندگی و کار گروهی موفق نیستیم. این ریشه در ایران باستان دارد. نگاهی به هنرهایی که در ایران باستان بوده بکنید؛ ما همیشه در هنرهای فردی مثل تک‌نوازی، نگارگری، مینیاتور، نقاشی و... موفق بوده‌ایم؛ اما همین که مدرن می‌شویم و می‌خواهیم یک گروه تئاتر یا موسیقی تشکیل دهیم، فورا شاهد از بین رفتن آن هستیم. حال آنکه عمر گروه‌های تئاتر یا موسیقی در کشورهای اروپایی خیلی زیاد است.

نویسنده کتاب «به چشم‌های هم خیره شده بودیم» در توضیح فردیت‌گرایی ایرانیان گفت:

این یکی از اشکالاتی است که در کشور ما وجود دارد، حتی وقتی گروهی به موفقیت هم می‌رسد بعد از موفقیت از هم می‌پاشد و هرکس به دنبال گرفتن سهم خودش است. شاید سن خیلی‌ها قد ندهد یا گروه نمایشنامه «شهر قصه» را به خاطر نیاورند. «شهر قصه» از بیژن مفید بی‌نظیر بود.
وقتی که این افراد گروهی در یک اپارتمان چند طبقه زندگی می‌کردند، من به عنوان یک دانش‌آموز بوشهری مجبور شدم سوار هواپیما شوم و از بوشهر به تهران بیایم تا این نمایشنامه را ببینم؛ زیرا این نمایشنامه با زندگی‌ای کلونی شکلی که این‌ها داشتند ناگهان تبدیل به یک برگه برنده در تئاتر ایران شد و دیدیم که وقتی ما گروهی کار می‌کنیم، چقدر موفق هستیم و چقدر این موفقیت مدرن، برای زندگی امروز ما مفید است.

آرام معتقد است که کرونا مشکلات مختلف‌مان را نمایان کرد و حال وقت اصلاح آن است. او در این باره گفت:

دوست مشاوری می‌گفت که از وقتی کرونا آمده، تعداد مراجعات تلفنی ما زیاد شده است و افراد نمی‌توانند بیش از آن ساعتی که در خانه با هم بوده‌اند، یکدیگر را تحمل کنند. متاسفانه بخش عمده جامعه ما سطحی فکر کرده و سطحی بزرگ شده است، قشری که نه به سینما علاقه‌ دارد، نه به موسیقی و نه به کتاب و فقط به تفریحاتی می‌پردازد که در لحظه به وجود می‌آید و در همان لحظه هم از بین می‌رود و این از خطرناک‌ترین تفریحات است.

وی در پایان گفت:

ما تفریحاتی انجام می‌دهیم که برای آن برنامه‌ریزی نشده است؛ برخلاف کتاب و مطالعه که از پیش برای آن برنامه‌ریزی شده است و نتیجه مطلوب دارد. کنار دریا نشستن و رقصیدن ممکن است که شادی‌آور و برای روحیه ما خوب باشد؛ اما روح ما را خسته می‌کند برای آن که روی آن برنامه‌ریزی اصولی نیست. در این چند وقت خانواده متوجه شدند که ای داد بیداد ما برای همدیگر ساخته نشده‌ایم. این‌ها واقعیت‌هایی است که کرونا به ما نشان داد.


مقالات

لیست

چرا ابراهیم گلستان مهم است؟

اگر نام ابراهیم گلستان را در صدر فهرست بزرگان سینما ننویسند، به گواه اهالی فن یکی از سرآمدان هنر هفتم بوده و هست. گلستان زمانی دوربین به دست می‌گرفت و فیلم می‌ساخت که هنوز مدرنیته، تهران را نبلعیده بود. نخستین کارگردان ایرانی بود که جایزه‌ای بین‌المللی گرفت. علاوه بر این نقشش در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی در کنار محمدعلی جمالزاده و صادق هدایت غیر قابل انکار است. مهم‌ترین ویژگی گلستان صراحت نقدها و پیش‌بینی آینده‌ی جامعه‌‌ی خویش در خلال آثارش است.

زندگی:
ابراهیم گلستان کارگردان، داستان‌نویس، مترجم، روزنامه‌نگار و عکاس، سال 1301 در خانواده‌ای فرهیخته متولد شد. پدرش از روزنامه‌نگاران شیراز بود. او در کودکی دو زبان عربی و فرانسوی را آموخت و با آثار «صادق هدایت» آشنا شد. در جوانی برای تحصیل در رشته‌ی حقوق دانشگاه تهران به تهران آمد و در سن کم با دخترعمویش «فخری گلستان» ازدواج کرد. او تحصیلاتش را ناتمام گذاشت و فعالیت‌های سیاسی‌اش را با پیوستن به حزب توده دنبال کرد، سپس با «محمد مصدق» آشنا شد. گلستان آن زمان به عکاسی مشغول بود و کمی بعد اولین مجموعه داستانش به نام «به دزدی رفته‌ها» را منتشر کرد.
ابراهیم گلستان در دهه‌ی سی استودیوی سینمایی گلستان را بنا نهاد. مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، ایرج پزشک‌نیا، کریم امامی و نجف دریابندری از جمله افرادی بودند که در این استودیو همراه او مشغول به کار بودند. آن‌ها تا پایان دهه‌ی سی بیش از سیصد فیلم مستند خارجی در زمینه‌های علمی و صنعتی را ترجمه، دوبله و صداگذاری کردند. ازجمله آثار این استودیو ساخت فیلم رنگی مربوط به آتش‌سوزی چاه نفت شماره‌ی شش اهواز در 19 فروردین سال 1337 است که مدال برنز جشنواره‌ی ونیز را دریافت کرد. از دیگر آثار ماندگار این استودیو دو فیلم سینمایی «خشت و آینه» سال 1343 و «اسرار گنج دره جنی» 1353 بود که کارگردانی آن‌ها را «ابراهیم گلستان» بر عهده داشت. این آثار قدم‌های نخست سینمای روشن‌فکری ایران بود و نگرش جدیدی را به وجود آورد. او همچنین در ساخت فیلم مستند «خانه سیاه است» در کنار فروغ فرخزاد حضور داشت، این فیلم موفق به دریافت جایزه‌ی بهترین فیلم مستند سال 1342 از سوی فستیوال فیلم آلمان غربی شد.
گلستان دو اثر «دیالکتیک» از استالین و «اصول مارکسیسم» از لنین که درزمینه‌ی اصول مارکسیستی بودند را به همراه داستان‌هایی از ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر، آنتون چخوف، استیون کرین و استیون وینسنت بنت را به فارسی ترجمه کرد. همچنین مجموعه داستان «شکار سایه» را به چاپ رساند و ترجمه‌ی «هاکلبری فین» اثر مارک تواین، «مکبث» اثر شکسپیر و «دون ژوان در جهنم» اثر برنارد شاو را نیز به مجموعه آثارش افزود.
ابراهیم گلستان با نثر خاصش بر داستان‌نویسی آن زمان تأثیر گذاشت؛ گروهی براین باورند که او در نوشتن داستان از ارنست همینگوی الهام گرفته است. مجموعه داستان «جوی و دیوار و تشنه» را در سال ۱۳۴۶ با زبانی طنز نوشت. «مد و مه»، «خروس»، «نامه به سیمین، به همت، به عباس میلانی»، «مختار در روزگار» و «برخوردها در زمانه برخورد» از آثار مکتوب دیگر این سینماگر و نویسنده‌ی بزرگ است.
چند سال قبل نامه‌هایی منتشر نشده از فروغ فرخزاد نقل محافل شد که بار دیگر داغ یک عشق قدیمی را تازه کرد. عاشقانه‌های فروغ انگار از زبان دخترکی شیدا بود به عاشقی مغرور، مردی نامدار که البته همسری داشت و فرزندانی.
در این مورد {اینجا} بیشتر بخوانید.
دخترش «لیلی» نقاش و مترجم نامی است و پسرش «کاوه» عکاس شهیری بود که در حین عکاسی جنگ عراق بر اثر انفجار مین از دنیا رفت.

خروس:
«خروس» با ورود دو کارمند شرکت نفت (دو بورژوا، دو روشنفکر) به یک شهر مرزی در سواحل جنوبی ایران آغاز می‌شود. این دو سوار بر قایق از مأموریتی در یک جزیره نفتی بازمی‌گردند و به ناچار شب را در خانه شخص سرشناسی به نام حاجی ذوالفقار سر می‌کنند. بانگ‌های بی‌محل یک خروس حاجی را کفری کرده است و قصد دارد صدای خروس را به هر ترتیبی خفه کند...
«خروس»، داستانی چند لایه است و به لحاظ گستردگی معنایی‌اش انتظار نمی‌رود که به برداشت واحدی منجر شود. «خروس» تداعی هرچه که باشد (روشنفکر، جدال سنت و مدرنیته یا حتی پیشگویی انقلاب) بی‌شک یک نماد تمام‌عیار است: در عین این که با ظرافت نشانه‌گذاری شده و به مفاهیم متفاوتی ارجاع می‌دهد، با مابه‌ازای مادی‌اش هم پیوندی تنگاتنگ دارد. «خروس» آنقدر با جزئیات ساخته و پرداخته شده که کاملاً باورپذیر، عینی و واقعی به نظر می‌رسد. فقط شخصیت نشده، قهرمان است و داستان را جلو می‌برد. تاثیرگذاری این حیوان به حدی است که آدم‌های داستان را به حاشیه برده و به شخصیت‌های فرعی بدل کرده.
«خروس» از ابتدا راهنماست: پیش از داستان، اسمش روی جلد کتاب به ذهن مخاطب تلنگر می‌زند. نمود همان جنباندنی است که در مدخل داستان به آن اشاره می‌شود. همین ویژگی «خروس» است که بهانه‌ی روایت داستان می‌شود و چندی بعد کل بندر را دستخوش تغییر می‌کند. شهری که بدو ورود راوی، خواب و خالی به نظر می‌رسد: نخل‌هایش کج، گزها پیر، دکل‌ها لخت، دام‌های ماهی خشک، آب از صفا افتاده، ساحل نمدار و سست است و کوچه بوی کهنگی می‌دهد.
ویژگی‌های «خروس» به بینش، آگاهی‌بخشی و توانایی به حرکت درآوردن مردم محدود نیست، زیر لایه‌هایش در صحنه به دام افتادن جلوه می‌کند: پنداری او رهاست و جماعت اسیرند. نگاه می‌کند که از جمع جنبشی ببیند تا خود را برانگیزد. انگار اوست که همه را به دنبال خود می‌کشد. پاهایش بسته اما تا دم آخر از صدا نمی‌افتد. تداعی منجی‌هاست، آنها که به دست خلق بزدل شهید شده‌اند.

ویژگی آثار:
- گلستان از نخستین نویسندگان معاصر ایرانی است که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالب‌های داستانی نوین، اهمیت قائل شد.
- نوع نثر موزون، آهنگین، شاعرانه و متشخص او از سویی تحت تأثیر گلستان سعدی است و از سوی دیگر متأثر از نویسندگان آمریکایی.
- به نظر میرعابدینی نوع پرداخت نثر داستانی گلستان سبب شده است پارهای از آثارش جنبهی فرمالیستی پیدا کند.
- نثر او و حتی واژه‌گزینی او منحصر به خود اوست و اندیشه‌های سیاسی-اجتماعی که در میان سطر سطر نوشتههایش موج میزند، بیش از پیش به این یگانگی دامن میزند.
- گلستان جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که همه‌ی افراد آن علی رغم تفاوت‌هایشان، الگوی یکسانی را در زندگی خود تکرار می‌کنند و آن انتخاب راه غلطی است که منجر به بیهودگی و پوچی می‌شود.
- آثارش بر بستر رئالیستی دوره‌ی خویش گسترده شده‌اند.
- «رمان در داستان» ژانری است که در آن داستان‌های کوتاه یک مجموعه به شیوه‌های متفاوت با یکدیگر در ارتباط قرار می‌گیرند؛ در ایران از سال 1348 با مجموعه داستان «آذر، ماه آخر پائیز» آغاز به حیات می‌کند و سپس نوعی جدید این ژانر به نام «داستان کلان» با مجموعه داستان «شکار سایه» شکل می‌گیرد.
- توجه گلستان به ویژگی‌های ناحیهای و محلی منجر شده است که برخی، کارهایش را در حوزهی «ادبیات اقلیمی» قرار دهند. او علاوه بر پرداختن به ویژگیهای جغرافیایی و ناحیهای، به ویژگیهای فرهنگی از جمله زبان، پوشش، خوراک، آداب و رسوم و آیینها نیز توجه کرده است.


بسیاری ابراهیم گلستان را به معنای واقعی کلمه روشنفکری می‌دانند که توانست دوره‌ی تاریخی‌ای که در آن زیست را کاملاً درک کند و به عمقش پی ببرد. آثارش نه به خاطر نثر بی‌همتا و ساختار مستحکمشان و نه به خاطر شناخته بودن نویسنده‌شان، بلکه به خاطر ویژگی‌های مردم‌شناسانه و نگاه‌های دقیق جامعه‌شناسانه‌ی گلستان است که خواندنی به حساب می‌آیند.

منابع:
طرحواره‌های متنی در آثار ابراهیم گلستان، لیلا صادقی، جستارهای ادبی، 1392
ابراهیم گلستان و مکتب جنوب، ناهید زندی صادق، تارنمای لیلا صادقی
داستان کلان به مثابه ژانری فرعی در «شکار سایه» ابراهیم گلستان، نقد ادبی، 1392
ابراهيم گلستان، پايه‌گذار نثری نوين، شیرزاد طایفی، سبک‌شناسی، 1389
خروس از ابتدا راهنماست: نقدی بر کتاب « خروس»، سعید کاویان‌پور، اعتماد، 1396
روایت واقع‌گرا در آثار داستانی ابراهیم گلستان، حسن اکبری، تاریخ ادبیات، 1388
و...

داستان کوتاه

لک لک بوک
لک لک بوک